راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


و من یتق الله

جمعه : 2 تا از مهمونا گفتن نمیان . مُح و سوره اومدن . عصر مح و عمه ز و عمه ص اومدن تا شب . شنبه : روز خلوتی بود تا شب که رفتیم خونه مامبزرگ و با خاله و ض کباب خوردیم . بعد تر ض اومد خونه ما فیلم دیدیم و تا 4 صب حرف زدیم . یکشنبه : صب با ض خونه بودیم . بعد از اون رفتم خونه سوره کمک . موندم اونجا و کارای خون ...

ادامه مطلب

خونه ی مادربزرگه

خونه مادربزرگه دهه 60 , 70 : خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه دارهخونه ی مادربزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادربزرگه حرفای تازه دارهخونه ی مادربزرگه گیاه و سبزه داره خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه دارهخونه ی مادربزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادربزرگه حرفای تازه دارهخونه ی مادربزرگه گیاه و سبزه داره   کنار خونه ی ما همیش ...

ادامه مطلب

خونه ی مادر بزرگه

خونه ی مادر بزرگه الان آپارتمانهخونه ی مادر بزرگه استخر و لابی دارهخونه ی مادر بزرگه wifi ی مفتی دارهخونه ی مادر بزرگه دیش و LNB دارهکنار خونه ی اون همیشه پارتی برپاستپارتیهای محله پر شور و شوق و غوغاستمادر بزرگه الان مازراتی سوارهرنگ موهاشم هر روز جور واجورو باحاله..خونه ی مادر بزرگه الان اپارتمانهخونه ی مادر ...

ادامه مطلب

خونه ابجی

سلام دوستان بلاخره هفته پیش روز موعود فرا رسید و اینجانب دو تا از پروژه هامو تحویل دادم و شنبه هم خونه تکانی داشتیم تا امروز عصر امشب هم رفتم خونه ابجی جون....بلاخره خونه ابجی بعد از سالها و ماه ها درست شد و چهارشنبه هفته پیش اسباب کشی کرد......بنده هم امشب با زن داداش رفتیم...کلی خوش گذشت..... خونه شو ...

ادامه مطلب

تله پاتی

زنگ زدم خونشون با مامانش کار داشتم. هیچکی جواب نداد. کلا حاجی تلفن خونه رو هیچوقت جواب نمیده! میدونستم که خونه ست. بهش پیام دادم که هیچکی خونتون نیست؟ گفت عه تو بودی؟ یه حسی تو دلم میگفت حتما تویی!! بهش قول دادم که سعیمو بکنم که همیشه وقتی میرسه خونه تو خونه باشم... پی‌نوشت: شدیدا دارم لحظه شماری می ...

ادامه مطلب

1فروردین95..سر سفره کلی عکس گرفتیم..و بالایی رفتم و بعدش خونه حمیده ننه  کرم عمو هم اومد.خونه بنی عمه رفتیم و خونه مامان بابا..خونه عمو اصغر و عمو علی رفتم..اومدم خونه مانبزرگ دایی سیاوش بود.بعدش علیرضا اومد و ستاره و سمیه و سامان..بعدش مامان من اومد.خاله کلثوم اومد  و بچه هاش اومدن..همه رفتن خونه خاله محبو ...

ادامه مطلب

...

امروز یكشنبه، ١٥ آذر ... از صبح زود اومدم خونه م... دارم یه خونه تكونی حسابی می كنم ... حتی تا توی كمدها و كابینتها رو می ریزیم بیرون و از اول مرتب می كنم و می چینم ... هراز گاهی گونه هام خیس اشك میشه، ولی دوباره مشغول كارام میشم ... آخر شب شده، خونه م مثل گل شده ... همه جا مرتب و چیده وا چیده ... یه عط ...

ادامه مطلب

خانه

در خانه ای که آدم ها یکدیگر را دوست ندارند بچه ها نمی توانند بـــــزرگ شوند ! شایـد قـــد بکشند ، اما بال و پـــــر نخواهند گرفت ! میدونید خونه ﻛجاست؟ خونه یعنی احترام و درک متقابل خونه یعنﻰ جایﻰ ﻛه وقتﻰ بهش فﻜر میﻜنﻰ یه لبخند بیاد رو لبات خونه یعنی آرامش و امنیت خونه یعنﻰ یه استﻜان چاﻯ گرم در ﻛنار ...

ادامه مطلب

خونه

دلم میخواد خونه باشم،تو اتاقم تو تختم باشم ، از خوابگاه و زندکی دانشجوییم خسته شدم زده شدم به اینجام(با دست گردن را نشان می‌دهد) رسیده.خونه و حموم خونه رو میخوام،خنده داره ولی حموم خونه یه چیزه دیگه است. تمیزه،آبش گرمه مثل حموم خوابگاه نیست. زندگی دانشجویی تو شهر دیگه واسه آدم ها سخته.غذا ندارن،غذای ...

ادامه مطلب

برای اسفند کلی نقشه داشتم. امسال میخواستم حتما حتما یه کارای جدید کنم. بوی بهار و عید رو بیارم تو خونه. مثه اون وقتا که بچه بودیم و مامان همین کار رو میکرد. گفتم منم دیگه مامان این خونه م. خونه تکونی کنم. پرده ها رو عوض کنم. هی برم بازار برای اهل خونه لباس جدید بخرم... امسال تصمیم داشتم روحیه ی خونه ...

ادامه مطلب

روزها چقدر دلگیر میشه وقتی که . . .

یادش بخیر بارسال همین روزها بود که بفکر رنگ زدن خونه افتادیم. برام خونه رو تمیز کردی رنگ زدیم و خرید خونه رو کردی و ... گفتی میرم و قبل عید میام ولی ... امسال دم عید عوض خونه تکونی باید تدارک سالگرد داشته باشیم اونم سالگرد عزیزترین کس   ...

ادامه مطلب

خونه جدید، خونه امید

دیروز اسباب کشون کردم و اومدم تو خونه جدیدمون. خییییییییییییییییییییییلی دوسش دارم. ایجنتمون برام سنگ تموم گذاشت.. برام آشپزخونه رو از اول ساختن.. و تا روکش کوسنا رو شستن... اینم نمای خونه ما: خونه مون یه خواب داره: پنجره سمت چپ.. یه غذاخوری: پنجره وسطیه پشت درخت و یه نشیمن که در سمت راستیه.. الان آرامشی دار ...

ادامه مطلب

27اسفند94رفتم خونه خاله تخم مرغاشو تزیین کردم.رفتم خونه زهرا..همکاراش اومدن زر زدن.به نظر من کارشون مثل شرکت های هرمیه..رفتم ریسه خریدم و چنتا جوجه واسه لونه پرنده.رفتم خونه.با گلی مغازه حسین رفتیم و بعدش مرغ خریدیم.بهنام امروز وقتی خونه زهرا بودم زنگ زد و اس داد..عصبی بود اخه جوابشو تو این مدت نمیدادم..گفت تا 1 ...

ادامه مطلب

**خونه مادربزرگه 2013**

. خونه ی مادر بزرگه الان آپارتمانه خونه ی مادر بزرگه استخر و لابی داره خونه ی مادر بزرگه wifi ی مفتی داره خونه ی مادر بزرگه دیش و LNB داره کنار خونه ی اون همیشه پارتی برپاست پارتیهای محله پر شور و شوق و غوغاست مادر بزرگه الان مازراتی سواره رنگ موهاشم هر روز جور واجورو باحاله.. خونه ی مادر بزرگه الان اپارتمانه خونه ی ...

ادامه مطلب

عصری ساعت چهار همسر حرکت کرده به سمت خونه .من پنج و.نیم اومدم خونه .  کارامو راست و ریس کردم تا ساعت نه تنها بودم ساعت عمه م با دوتا پسرش شام به بغل اومدن پیشم تا یازده موندن امشب اولین شبیه که تنهایی تو خونه هستم و.منتظر همسر یکی دو ساعت دیگه انشالا بیاد خونه فعلا که خوب گذشته .تا ببینیم شب از نیمه بگذره چطور میشه ...

ادامه مطلب

النگو. خونه خودمون نرفتیم

یه النگو تک پوش خریدم امشب. طلاهامو که واسه خرید خونه فروخته بودم دیگه چیزی نخریده بودم.یه هفته ایه خونه خودمون نرفتیم. اینجوری بهتره. اینجوری دوران عقد بیشتر خودش رو نشون میده. یه هفته س همسر شبا میره خونه مادرش. شاید اینجوری یکم بجنبن برای عروسی. ایشالا بتونم همین روالو ادامه بدم. البته از خونه مامان به م ...

ادامه مطلب

من:باااابااااا بابا:یا خدا... من:بابا:)) بابا: :) من:بابا...بیا با پولات یه خونه بخر پشت کوووووه ها:دی بابا:خوبی؟پشت کووووه؟:| خب پشت کوه بده مگه؟ اصن بده ادم احساساتشو بروز بده؟:) مگه نه اینکه میگه: خونه ی ما دوره دوره...پشت کوهای صبوره:) خب همه چی درسته...فقط خونه الان ما پشت کوه نیست... به بابا گ ...

ادامه مطلب

چهل هشتم

امروز آقاجون مجلس داشت. هوا هم خیلی سرد بود،  دیشب که اینجا بودیم برای خواب رفتیم خونه خاله محدثه که نزدیک خونه عزیزه، و خونه خودمون نرفتیم. خونه عزیز که شلوغ بود و پرسرو صدا،شما هم که به سر و صدا حساسی ولی در نهایت هم خوش گذشت هم شما دختر خوبی بودی، برای نهار هم که عمه جون با عزیزت امدن، خدا خیرش بده عم ...

ادامه مطلب

متن آهنگ اندی به نام خونه ی خالی

هرروز میام تو کوچه تون ، دنبال جای پای توتنها قدم های منو سنگ فرش این پیاده رومیام توی کوچه ی تو ، کوچه که خالی از تویهاما هنوز توی هواش عطرو خیالی از تویهمیام دم خونه ی تو ، خونه ای که رفتی ازاوندرمیزنمو میدونم ، هیچ کسی نیست تو خونه تونرو پله های خونه تون ، با خوش خیالی میشینمپشت در بسته ی این ، خو ...

ادامه مطلب

 بعد ناهار رفتیم خونه دایی سیاوش.تلویزیون جدید خریده بود میشد فیلم سه بعدی دید باهاش..رفتیم خونه خاله نرگس خدابیامرز..مامان و خاله اینا رفتن خونه خاله حوا من نرفتم.از اونجا خونه رحمت و دایی نعمت رفتن..مامان و بابا و امیر رفتن خونه عمو ها..ساعت سه شد که همه تراپرا شدن..شوهر خاله رفت خونه بخوابه..خاله غروبی اش ...

ادامه مطلب

سلام‌                                                                                                                                                                           امروز سه شنبه بابام ساعت هفت وبیست دقیقه رفت سرکار من ماندم مامان جون  خبر خاصی نبود ساعت 15:45 مامان بزرگ بابا بزرگم امدن پیشم  ...

ادامه مطلب

بي رحما

حالا این خانمی كه اومده بود ثبت نام باید حتما خونش جای خونه تو می بود؟؟؟؟؟؟ یعنی همه این انرژیااااا باید مثه پتك تو سرم كوبیده شه؟؟؟؟ یهو نشستم توی یه دنیای دیگه، طرف اومده ادرس خونه تو رو میده میگه ما اونجا خونه گرفتیم طبقه ٤ ...

ادامه مطلب

خرید خونه

خونه ای در بالای شهر یعنی بالاترین نقطه شهر خریداری شد  با ور نکردینی است  متری یک تومن زیر قیمت ! خونه عالی  از یک متخصص خریدیمش  حالا امروز میام سرکار و می بینم که برامون یه پولی ریختن  و قراره توی شهریور یا مهرماه هم پاداش بدن الان خیلی پول لازم هستم  یا حق ...

ادامه مطلب

خونه عزیزم سلام قبلا فک میکردم وبلاگ با خواننده و نظرها و ...میشه وبلاگ اما الان میبینم هنوز هم که میدونم کسی به خونه م سر نمیزنه هم بازم برام عزیزه اینجا من خاطرات زیادی داشتم با کسی و کسانی اشنا شدم که ارزششو داشت وقتم رو صرفش کنم         خونه ...

ادامه مطلب

چرا بارون نميباره؟

آخرین روز پاییز و تو حسرت قدم‌ها موندن خیابونا ! ......................... ابری‌ هوا و تلخی این شكلات توی دهنم .............. حرص خوردن و زمین خوردن ................... عصبانیت و خجالت ............. اس ام‌ اسای كنسرت و ................................................  . . . كارامو میبرم خونه كه امشب و ...

ادامه مطلب

خنگول خانه میرود

هعععی دارم برمیگردم خونه... خخخخ سختی اصلیش دوسال دیگس.... واااااای عااااشقتمممممم  خونه رفتن هم خوبه هم بد خوبیش اینه ک خونه ای... بذیش اینه ک دوباره نبودناش خخخخخ کم محلیاش شروع میشه..... کاشیمو بم نداد ...

ادامه مطلب

قایقی باید ساخت

دیروز صبح زود مامبزرگ بیدارم کرد. صبحونه خوردم و رفتم خونه . کارای خونه رو کردم. آماده شدم . رفتم کلاس. حدود ساعت 3 برگشتم . رفتم خونه سوره. ناهار خوردیم. شب با مام و مح وح س رفتیم خرید طلا و پارچه و روسری . بعدتر رفتم خونه مامبزرگ خوابیدم. امروز صب رفتم برا مامبزرگ قرص خریدم. بهش دادم. برگشتم خونه . ...

ادامه مطلب

خونه خودم

امشب اخرین شب سال 1394 هستش... توی خونه خودم نشستم...این اولین سالیه که توی خونه خودمم... با همسرم... پارسال با همسری سال تحویل رو حرم بودیم... یک سال گذشت...با همه سختی ها و خوشیاش...دلم تنگ میشه برای اون روزا... سفره هفت سینم رو دارم توی خونه خودم میچینم... غذای شب عیدم رو خودم توی خونه خودم درست میکنم... برنامه ...

ادامه مطلب

فمنیسم نیستم به خدا

به نظر من زن ها از مردها خیلی قوی ترند. شاید خیلی نه. ولی قوی ترند. شعار نمیدم. تجربه و دیده هام اینو میگن.  اکثر مردا فقط کار میکنن بیرون از خونه. بعد هم مثل مرده ی عذاب کار میان خونه. جلوشون چایی بذار، غذا بذار.  حالا این غذا رو کی درست کرده؟ زن خونه. زن خونه ای که اونم (کسی در ذهنمه) از صبح سر کار بو ...

ادامه مطلب

نمیدونم ولا

قراره آقای پدر برای جشنواره فیلم برن تهران به نرگس خانوم میگم به نظرتون خونه بمونیم یا بریم خونه خاله میگن نمیدونم مامان هر طور صلاحه بعد از کمی تامل میگن مامان به نظرم اگه هوا خوبه بریم خونه خاله اما اگه سرده خونه بمونیم برا آبجی وخودم میگم ها که سرمانخوریم ...

ادامه مطلب

به کی میشه گفت خونه من یه شعربوده  به کی میشه گفت خونه منو نقاشی میکرد  به کی میشه گفت خونه نقاشی شده میتونه پاک بشه بدون اینکه جای خالیش معلوم باشه  به کی میشه گفت اومد ،دود شد ،هوا رفت؟ نمیشه گفت ،نه ،بهتره اصلن هیچی نگفت  ...

ادامه مطلب

خواهرم مریض شده بودمادروپدرم وخواهرم رفته بودن دکتر.از امتحان زبان و دادم تازه چون دیر رفته بودم جریم شدم،آمدم خونه رسیدم خونه وای چه رسیدنی هیچ کس خونه نبود من تنها بودم چیپس ،پیراشکی و کرانچی خریده بودم نشستم خوردمشون تموم که شد،دیدم زود پز رو گازو داره از کنارش آب درمیادگفتم:عرفان درشو باز کن نسوزه تا با ...

ادامه مطلب

دیشب دیر اومدم خونه.. بابام گفت کجا بودی آواره بدبخت؟؟ گفتم خونه دوستم. ورداشت به ۱۰ تا از دوستام زنگ زد.. دمشون گرم هر ۱۰ تاشون گفتن خونه ما بود.. ۲ تاشون که دمشون گرم گفتن الان اینجاس. خوابه خستس بیدارش نمیکنیم.. ...

ادامه مطلب

بازهم روزایی از ماه رسیده که همسر رفته سفر ومن متنفر از این روزها و از این تنهایی این بار سفر کاری نبود .سفر اجباری برا رفع مشکل خانوادگیشون امروز صبح ساعت هشت پرواز داشت ومعلوم نیست کی برمیگرده خونه فعلا مامانم خبر نداره همسر رفته و منم اونجا نرفتم  اگه تا فردا برگرده نمیرم جایی و همینجا خونه خودم می مو ...

ادامه مطلب

حضور درخشان در خونه به خونه قطعی نیست

به گزارش "ورزش سه"، پس از جدایی اکبر میثاقیان از تیم خونه به خونه بابل و پیوستن این مربی به مس کرمان، مسئولان باشگاه شمالی در پیش انتخاب جایگزین او هستند. دراین ارتباط اخباری مبنی بر توافق باشگاه خونه به خونه با حمید درخشان به گوش می رسید. جواد حسن زاده، مدیراجرایی باشگاه خونه به خونه در این باره ب ...

ادامه مطلب

خونه قدیمی

اون قدیما بچه بچگیها یه خونه داشتیم از این قدیمیا از این خونه ها که چند نفر توش زندگی میکنند خیلی نوستالژیک بود تا پارسال که خرابش کنند هر چند وقت یکبار که دلتنگ میشدم میرفتم دیدنش یه طرف خونه بابابزرگم(قسمت اعیون نشینش)بغلش خونه برادرهاش کنارش  یه دالان به سمت قنات پایین  روبروش خونه ما(زیر خونمون ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1